اظهارات روز یکشنبه، سوم اسفندماه، رئیس سازمان صداوسیما در انکار اعترافگرفتن اجباری از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر، بار دیگر یکی از قدیمیترین و مناقشهبرانگیزترین انتقادات علیه این رسانه را به صدر بحثهای عمومی بازگرداند. پیمان جبلی تاکید کرد که اعتراف گرفتن کار رسانه نیست.
با این حال، بررسی سابقه تاریخی پخش اعترافات تلویزیونی و جایگاه صداوسیما در ساختار رسانهای جمهوری اسلامی نشان میدهد این ادعا نهتنها محل تردید جدی است، که از منظر عرفی و حقوقی نیز با واقعیت فاصله بسیار دارد.
جبلی در سخنانش تایید کرد که ساعتها با بازداشتشدگان نوجوان و جوان در این سازمان گفتگو کردهاند و این گفتگوها ضبط شده است. با این حال، بیاطلاعی وکلای این افراد و اجبار به گفتگو زیر فشار امنیتی نشان میدهد این اقدام صرفا تلاشی برای بازتولید «اعتراف اجباری» تحت عنوانی جدید است.
آنچه سخنان جبلی را از اساس زیر سوال میبرد گزارشهای متعدد پخششده در هفتههای اخیر از صداوسیما است که در آن بازداشتشدگان به اعتراف مجبور شدهاند.
بنابر گزارشهای حقوق بشری، تا اواسط بهمنماه دستکم صدها مورد اعتراف تلویزیونی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه منتشر شده است. ویدیوهایی که در آن افراد بدون دسترسی به وکیل و در شرایط نامشخص، به ارتکاب جرایم سنگین اعتراف میکنند. همچنین گزارشهایی از پخش اعترافات اجباری از بازداشتشدگان نوجوان و جوان منتشر شده است، ازجمله درباره جوانانی که اعترافات تلویزیونی آنها در فاصله کوتاهی پس از بازداشتشان پخش شده است.
این موارد نشان میدهد حتی اگر ادعای نقش نداشتن مستقیم صداوسیما در اخذ اعتراف را بپذیریم، پخش چنین محتوایی از شبکههای مختلف همچنان ادامه دارد؛ موضوعی که از این سازمان بازویی در راستای سیاستهای نهادهای امنیتی میسازد.
پخش اعترافات تلویزیونی در جمهوری اسلامی پدیده تازهای نیست. در دهههای گذشته، این رویه بهویژه در پوشش پروندههای امنیتی، توجیه سرکوب اعتراضات، و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی بارها و بارها تکرار شده است. برخی برنامههای خبری، ازجمله بخشهای ویژه خبری یا مستندها و گزارشهای امنیتی به دلیل پخش اعترافات تلویزیونی بهشدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پخش برنامههایی مانند «هویت» در دوران ریاست علی لاریجانی بر سازمان صداوسیما یکی از قدیمیترین نمونههای این الگو است. در این برنامه حتی چهرههای فرهنگی بازداشتنشده هم به اعتراف در برابر دوربینهای صداوسیما مجبور شدند.
احمد پورنجاتی، معاونت وقت سازمان صداوسیما، در زمان پخش این برنامه گفته بود: «هویت تولید صداوسیما نبود، محصول بازار مشترکی بود که بخشی از آن در وزارت اطلاعات با محوریت شخص سعید امامی هدایت و بخشی دیگر از آن نویسندگان و مسئولان ستون «نیمه پنهان» روزنامه کیهان بودند.»
بازجوخبرنگاران، حلقه اتصال صداوسیما و نهادهای امنیتی
در حافظه جمعی جامعه ایران رویه اعتراف اجباری یکی از نمادهای رسانهای برخورد امنیتی با منتقدان است. همین سابقه تاریخی سبب شده است که هرگونه انکار نقش صداوسیما در این روند با واکنش منفی افکار عمومی مواجه شود.
شکلگیری مفهوم بازجو-خبرنگار در افکار عمومی بهخوبی نقش پررنگ این سازمان در الگوی اعترافگیری اجباری را نمایان میکند. این تعبیر در سالهای اخیر برای توصیف برخی گزارشگران رسانه ملی به کار میرود. این مفهوم حاصل گزارشهای متعددی است که در آن خبرنگار یا مجری، در موقعیتی شبیه به بازجویی، روایت رسمی نهادهای امنیتی را بازتولید میکند.
لحن بازجوگونه چهرههایی مانند علی رضوانی مجری صداوسیما در اعترافگیری تلویزیونی از روح الله زم و بسیاری از بازداشتشدگان سالهای اخیر، در کنار فاش شدن حضور این فرد در بازداشتگاهها و نقش او به عنوان همکار بازجویان نهادهای امنیتی این امر را به موضوعی قطعی بدل کرده است.
فرزند کاووس سیدامامی، فعال محیط زیستی، که در بازداشت جانش را از دست داد نیز تایید کرده است که رضوانی برای ساخت فیلمی علیه پدرش به خانه آنها رفته و با پرسیدن سوالهایی از مادر او در مقابل دوربین باعث وارد شدن فشار عصبی و بستری شدن او در بیمارستان شده است.
سپیده قلیان از زندانیان سیاسی سالهای اخیر نیز با متهم کردن آمنه سادات ذبیحپور فاش ساخت این بهظاهر خبرنگار رسمی صداوسیما هنگام بازجویی و شکنجه او در اتاق بازجویی حضور داشته و پس از ساعتها شکنجه جسمی و روحی، متنی را که از قبل آماده بوده برای خواندن در مقابل دوربین در اختیار او گذاشته است. ذبیحپور هرچند تلاش کرد این ادعا را انکار کند، در مصاحبهای تلویزیونی تایید کرد که به اطلاعات برخی از نهادهای امنیتی دسترسی دارد.
از منظر حقوقی، رئیس صداوسیما نکتهای را مطرح کرده است که هرچند پشتوانه حقوقی دارد ولی در عمل راهی برای شانه خالی کردن از مسئولیت است. مطابق ساختار رسمی جمهوری اسلامی، مسئولیت بازجویی و اخذ اعتراف برعهده نهادهای امنیتی و قضایی است/ نه رسانه منتشرکننده. خود جبلی نیز تصریح کرده که اعتراف یا بازجویی به دست دستگاه مسئول انجام میشود و این سازمان تنها منتشرکننده است.
اما این استدلال چندان پذیرفته نیست. دلیل اصلی آن هم همکاری ساختاری مستقیم میان نهادهای امنیتی و رسانه رسمی حکومت است. در بسیاری از پروندهها، پخش اعتراف از رسانه ملی پیش از صدور حکم قطعی صورت گرفته و همین موضوع محل انتقاد جدی حقوقدانان بوده است. وکلای دادگستری نیز بارها هشدار دادهاند که پخش اعترافات تلویزیونی اصل برائت و دادرسی عادلانه را نقض میکند و به بیاعتباری نهاد قانون میانجامد.
منتقدان میگویند مسئله اصلی نه گرفتن اعتراف، که کارکرد آن در فضای رسانهای است. در ساختار جمهوری اسلامی، صداوسیما تنها رسانه سراسری و انحصاری تصویری محسوب میشود که دسترسی گسترده به مخاطب دارد. بنابراین، پخش اعترافات از این رسانه، در عمل بخشی از فرایند پروندهسازی و اقناع افکار عمومی تلقی میشود.
در چنین چارچوبی، تفکیک میان نهاد امنیتی و رسانه، بیشتر یک تفکیک اداری است تا واقعی، زیرا محصول نهایی، یعنی شکلدهی به روایت رسمی، بدون مشارکت رسانه ملی ممکن نیست.
اعترافات پیش از دادگاه؛ چالش حقوقی پایدار
یکی از مهمترین نقدها به پخش اعترافات تلویزیونی، انتشار آنها پیش از رسیدگی قضایی نهایی است. در بسیاری از موارد، اعترافات بازداشتشدگان پیش از صدور حکم یا حتی تشکیل دادگاه از صداوسیما پخش میشود. این رویه از منظر حقوقی با اصل بیگناهی تا زمان اثبات جرم در تضاد است. در سالهای اخیر، فعالان حقوق بشر و حقوقدانان بارها تاکید کردهاند که حتی اگر اعتراف تحت فشار نباشد، پخش عمومی آن پیش از محاکمه مصداق نقض حقوق متهم است.
کما اینکه در جلسات دادگاه نیز بخشی از کیفرخواست صادرشده مبتنی بر همین اعترافات اجباری پخششده از صداوسیما است که نشان میدهد جدای از امر اخلاقی، از منظر حقوقی نیز صداوسیما از مسئولیت این رفتار غیرانسانی مبرا نیست.
برخی از اعترافات اجباری، که پس از مدتی خود نهادهای امنیتی دروغ بودن آن را تایید کردهاند، از مهمترین دلایل افول جایگاه صداوسیما در منظر عمومی بوده است. پرونده مازیار ابراهیمی که در صداوسیما به اعتراف در خصوص به قتل رساندن دانشمندان هستهای مجبور شد، یکی از این موارد است. مدتی پس از پخش این اعتراف جعلی بودن آن افشا شد و مشخص شد که مازیار ابراهیمی تحت فشار و بهاجبار چنین اعترافی کرده که در تلویزیون منتشر شده است.
استفاده از تریبون صداوسیما برای پیشبرد اهداف امنیتی به قصد تحت فشار قرار دادن بازداشتشدگان، الگویی است که در وقایع دی ۹۶، آبان ۹۸ و اعتراضات ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ بارها تکرار شده است.
به همین دلیل، بسیاری از منتقدان معتقدند ادعای اخیر رئیس صداوسیما نهتنها پاسخ مناسبی برای انتقادات موجود نیست، که با واقعیت پخش اعترافات تلویزیونی مغایر است، واقعیتی که همچنان یکی از جدیترین چالشهای اعتماد عمومی به رسانه ملی به شمار میرود.

